سلام؛
(اسم خداست.)
داشتم به اون شبی فکر می کردم که خانم "دال" پیامِ خانم "میم" رو منتقل کرد بهم. این که اگه این مدل رفتارای آقای "نون" قراره برقرار باشه، دیگه این جا نمی مونه و کلی اظهار تنفر دیگه. کسی چه می دونست خانم "میم" که تیرماه این پیامو فرستاده بود، حوالیِ پاییز همون سال با یه "با اجازه ی بزرگترا: بله"ی ساده بشه همسر و همسفرِ همیشگیِ آقای "نون"...
گاهی مرز بین عشق و نفرت، فراموشیه. انگار یادمون می ره دیروز متنفر بودیم از اونی که امروز عاشقشیم. انگار یادمون می ره امروز متنفریم از اونی که دیروز عاشقش بودیم. و این آلزایمرِ تعمدّی یه مرض ناشناخته ست هنوز.
عشقِ برخاسته از تنفر خیلی مُبهمه. همون قدری که تنفرِ برخاسته از عشق، عادی.
+ من؟
عاشق آدم زمینیا نشدم هنوز؛
متنفر از آدم زمینیا هم نشدم هنوز.
* الذین آمنوا ثمّ کفروا ثّمّ آمنوا ثمّ کفروا ثم ازدادوا کفراً...
حبّ و بغض از جنس ایمانه چون که.
برچسب:
نویسنده: محمد حسنی